سلام به همه
خوبینننننننننننننن؟؟؟
شرمنده دیگه 1مدت نبودیم بدجور درگیر مهمونا بودیم
امسال واسه اولین بار مسافرت نرفتیم(هم من هم هلی)و کلی هم
مهمون داشتیم 
وای دیگه مردیم از خستگی . . .
راستی ماجرای 4شنبه سوری رو بگمممممممممم:
من و هلی و 2تا از دوستامون برنامه ریزی کردیم که شب 4شنبه سوری
با هم بریم بیرون و رفتیم . . .
اگه بدونید چقد شلوغ بووووووود
6تا پسربودن شده بودن سر دسته
کاربیت و نارنجک دستی و . . . میزدن نبودین که ببینین 
ما کنار 2تا پسر وایستاده بودیم اونا هم جک بودن وفقط میخندوندن
پسره قیافه نداشتا ولی یک کلاااااااااااااااااااااااسی میذاشت . . .
خلاصه از ساعت 7 رفتیم تا ساعت 11 شب
مامورا اخطار میدادن ولی کسی نبود که گوش بده
ساعت 10 بود که مامورا دیگه اعصابشون به هم ریخته بود و یواش
یواش اومدن توی جمعیت,ماشینای اتش نشانی هم از اون طرف
اب میریختن رو ما و اتیشاااااااااااااا
وای خنده بازاری بود همه مث موش اب کشیده شده بودیم 
وقتی اب ماشینای اتش نشانی تموم شد رفتن عقب و همه مردم
با سنگ و نارنجک دستی افتادن به جون مامورا 
ماهم از ترس اینکه یه وقت سنگی چیزی نخوره توسرمون رفتیم
توی یه مغازه که درش باز بود.مرده بنده خدا اینقده مهربون بوووود
کلی هوامونو داشت.فیلمی شده بودن وقتی سنگای بچه ها تموم
شد 2باره مامورا ریختن رو سر ملت و اسپری فلفل میزدن تو
چششون و تا جایی که جون داشتن میزدنشون و مث گوسفند
مینداختنشون توی وانت و میبردن . . .
اگه بدونید چه صحنه ی بدی بووووووووووووووووود
دیگه داشت اشک ما 4تا در میومد اخه نیس که خیلی احساساتی
تشریف داریم 
خلاصه بعد از این اتفاقا دیگه مردم خسته شدن و رفتن خونه هاشون
و منم از ترس اینکه برم خونه بابیم دعوام کنه پاشدم رفتم خونه هلی
اینا.خالم (مامی هلی) مرده بود از خنده بخاطر کارامون 
ما تعریف میکردیم و اون فقط گوش میکرد
اخه سالای پیش چنین اتفاقی نمی افتاد فقط مردم میومدن و یکی
2 ساعت سر و صدا میکردن و میرفتن ولی امسال لج کرده بودن.سر
و صداهاشون خیلی بیشتر بود و پسر 2خترا ریخته بودن وسط و
میرقصیدن 
ما هم که بچه های مظلوم اصلا نرفتیم وسط 
بالاخره ساعت 4صبح خوابیدیم البته قبل از خواب 1خورده هلی رو
اذیت کردم.دلم نمیاد وقتی پیششم کرم نریزم و جیغشو در نیارم.
اینم از ماجرای 4شنبه سوری ما
ساعت سال تحویلم که بنده خواب بودم یعنی لج کردم و بیدار نشدم
اخه مامی و بابیم شب قبلش بدجور گیر داده بودن بهم
13 بدر امسالم قراره با مامان بزرگم اینا بریم . . .
البته اگه بارون بذاره . . .
فعلا که فقط داره میباره
دعا کنید بارون سریع تر قطع شههههههههه 
خب دیگه فک نکنم حرفی مونده باشه
نظر یادتون نره 
بابای 